حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
421
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
نميتوانست تسليم خان « 1 » مغول شود با سپاهيانى كه خوارزمشاه به او داده و كمكى كه بعد براى او فرستاد با مردانگى تمام در جلوى تاتارها مقاومت بخرج داد . در آخر كار يكى از سرداران خوارزمشاه كه به يارى غاير خان آمده بود و قراجه خاص نام داشت به او خيانت ورزيد و بجغتاى و اوگتاى پيوست ولى دو پسر چنگيز او را بجرم ناسپاسى نسبت بولينعمت خود كشتند . با اين حال غاير خان تا يار و همراه داشت مقاومت كرد عاقبت چون از ايشان دو تن بيش با او نماند بيامى پناه برد و با خشت پارههايى كه كنيزكان از ديوار مىكندند و به او ميدادند از خود دفاع ميكرد ، با اين وضع بالاخره بچنگ مغول افتاد و پسران چنگيز آن مرد دلير را كشتند و شهر اترار را قتلعام نمودند . امّا لشكريان جوجى كه بفتح بلاد كنار سيحون مأمور بودند پس از هفت روز محاصره ابتدا سقناق را كه در بيست و چهار فرسنگى اترار بود گرفته ويران نمودند و در صفر 617 بحصار جند پرداختند مردم اين شهر مقاومتى چندان بخرج ندادند و و جوجى فاتحانه به آنجا وارد شد و براى تهيّهء فتح جرجانيّه پاىتخت خوارزمشاه بتكميل كار خود مشغول گرديد . اردوى ديگر چنگيز بسركردگى الاغ نويان و سپاهيانى كه از گشودن بخارا و سمرقند و اترار آسوده شده بودند بفتح بلاد ديگر ماوراء النّهر مثل بناكت و خجند و ناحيهء فرعانه توجّه كردند . در ميان اين شهرها فقط از خجند مقاومتى سخت ظاهر شد و حكمران آن تيمور ملك كه از دليرترين امراى خوارزمشاهى بود با هزار تن جنگى كه داشت در كنار سيحون مردانه با مغول نبرد كرد و بسيارى از ايشان را به خاك هلاك انداخت . عاقبت چون ديد از عهدهء ايشان برنميآيد از راه شطّ خود را ببناكت و از آنجا بخوارزم رساند و در حدود خراسان باردوى خوارزمشاه پيوست . عبور مغول از جيحون و تعقيب خوارزمشاه بعد از فتح سمرقند چنگيز بار ديگر لشكريان خود را به چند دسته منقسم نمود و هر قسمت از آنها را براى تسخير ولاياتى از ممالك خوارزمشاهى كه فتح آنها
--> ( 1 ) - ينال خان ( سيرهء جلال الدين )